
فلك داني چه ظلمي از تو برزهراي اطهر شد چه بيدادي زتو بر
فاطمه بعد از پيمبر شدمگر آن گفته هاي شاه خاتم رفته از گوشت كه بعد ازرحلت او فاطمه از غم مكدر شدبگفت احمد مكرر فاطمه بضعه مني چرانسبت به او پس ظلمها زامت مكررشدهمان زهرا كه احمد زاحترامش گفت با امت دريده نامه ي ارثش زخصم شوم كافر شدنخشكيده هنوز از آب غسل شاه خاتم كفن كه نار ظلم در باب سرايش شعله آور شددل بشكسته اش اورا نبود بس در غم بابش كه پهلويش شكسته آن چنان از ضربت در شدنبود بس سينه اش را ناله هاي جانگداز غم كه آزرده زميخ در زاعداي ستمگر شدنبود بس تيرگي روز در چشمش آلبوم محمد حسن اسايش-بلاكفا...
ما را در سایت آلبوم محمد حسن اسايش-بلاكفا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 194
تاريخ: شنبه
21 بهمن
1396 ساعت: 23:16